رد پای عشق
رد پاهایم را پاک میکنم به کسی نگویید من روزی در این دنیا بودم خدایا میشود استعفا دهم؟ کم آورده ام...
درباره وبلاگ


مسافر
داستانها دارم
از دیاران که سفر کردم و رفتم بی تو
از دیاران که گذر کردم و رفتم بی تو
بی تو میرفتم تنها،تنها
و صبوری مرا کوه تحسین میکرد...
مدیر وبلاگ : zahra



<p

<p

www.iconha.blogfa.com www.iconha.blogfa.com www.iconha.blogfa.com www.iconha.blogfa.com Iconha www.iconha.blogfa.com Iconha Iconha .................
ابزار پرش به بالا

مرجع وبلاگ نویسان جوان


♫PlaySong♫
نویسندگان
zahra (68)

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :


 
یکشنبه 28 آبان 1391 :: نویسنده : zahra

آبروی حسین به کهکشان می ارزد
یک موی حسین بر دو جهان می ارزد
گفتم که بگو بهشت را قیمت چیست
گفتا که حسین بیش از آن می ارزد


عکس های بسیار زیبا با موضوع محرم





نوع مطلب :
برچسب ها :
شنبه 13 آبان 1391 :: نویسنده : zahra
این روزها همه به من 
دلتنگی 
هدیه میدهند
لطفا آتش بس اعلام کنید!
به خدا
تمام شد
دلم...

01





نوع مطلب :
برچسب ها :
جمعه 12 آبان 1391 :: نویسنده : zahra

شبی در محفلی ذکر علی بود
شنیدم عارفی فرزانه فرمود
اگر آتش به زیر پوست داری
نسوزی گر علی را دوست داری
خورشید شکفته در غدیر است علی
باران بهار در کویر است علی
بر مسند عاشقی شهی بی همتاست
بر ملک محمدی امیر است علی





نوع مطلب :
برچسب ها :
جمعه 12 آبان 1391 :: نویسنده : zahra
جمعه ساکت 
جمعه متروک
جمعه بی انتظار
جمعه تسلیم
آه،چه آرام و پرغرور گذر داشت
زندگی من چو جویبار عجیبی
در دل این جمعه های ساکت متروک
در دل این خانه های خالی دلگیر
آه، چه آرام و پرغرور گذر داشت.....

" فروغ فرخزاد "





نوع مطلب :
برچسب ها :
جمعه 21 مهر 1391 :: نویسنده : zahra


می روم اما بدان یک سنگ هم خواهد شکست

آنچـــــنان که تارو پود قلب من از هــــم گسست

می روم با زخم هـــــایی مانده از یک سال سرد

آن همه برفی که آمـــــد آشـــــــیانم را شکست

می روم اما نگویــــــــی بی وفــــــا بود و نمــــاند

از هجوم سایه هــــا دیگر نگــــــاهم خسته است

راســــــتی : یادت بمــــــــاند از گـناه چشم تو

تاول غــــــربت به روی باغ احســــــاسم نشست

طـــــــرح ویران کـــردنم اما عجیب و ســــــاده بود

روی جلد خاطــــراتم دست طوفــــــان نقش بست






نوع مطلب :
برچسب ها :
چهارشنبه 19 مهر 1391 :: نویسنده : zahra
به یک‏ جایی از زندگی که رسیدی، می فهمی:
اونی که زود میرنجه زود میره، زود هم برمیگرده. ولی اونی که دیر میرنجه دیر میره، اما دیگه برنمیگرده…
به یک‏ جایی از زندگی که رسیدی، می فهمی:
اگر بتونی دیگری را همونطور که هست بپذیری و هنوز عاشقش باشی؛ عشق تو کاملا واقعیه.
به یک‏ جایی از زندگی که رسیدی، می فهمی:
همیشه وقتی گریه می کنی اونی که آرومت میکنه دوستت داره اما اونی که با تو گریه میکنه عاشقته .
.
به یک‏ جایی از زندگی که رسیدی، می فهمی:
کسی که دوستت داره ، همش نگرانته. به خاطر همین بیشتر از اینکه بگه دوستت دارم میگه مواظب خودت باش .
.
به یک‏ جایی از زندگی که رسیدی، می فهمی:
شاید کسی که روزی با تو خندیده رو از یاد ببری ، اما هرگز اونی رو که با تو اشک ریخته ، فراموش نکنی .
.

به یک‏ جایی از زندگی که رسیدی، می فهمی:
توانایی عشق ورزید ن؛ بزرگ‌ترین هنر دنیاست…
.
به یک‏ جایی از زندگی که رسیدی، می فهمی:
از درد های کوچیکه که آدم می ناله؛ ولی وقتی ضربه سهمگین باشه، لال می شه .
.
به یک‏ جایی از زندگی که رسیدی، می فهمی:
بزرگ‌ ترین مصیبت برای یک انسان اینه که نه سواد کافی برای حرف زدن داشته‌ باشه نه شعور لازم برای خاموش ماندن .
.
به یک‏ جایی از زندگی که رسیدی، می فهمی:
مهم نیست که چه اندازه می بخشیم بلکه مهم اینه که در بخشایش ما چه مقدار عشق وجود داره.
.
به یک‏ جایی از زندگی که رسیدی، می فهمی:
رنج را نباید امتداد داد باید مثل یک چاقو که چیزها را می‏بره و از میانشون می‏گذره از بعضی آدم‏ها بگذری و برای همیشه قائله رنج آور را تمام کنی .
.
به یک‏ جایی از زندگی که رسیدی، می فهمی:
همیشه یک ذره حقیقت پشت هر “فقط یه شوخی بود ” هست.
یک کم کنجکاوی پشت “همین طوری پرسیدم ” هست.
قدری احساسات پشت “به من چه اصلا” هست.
مقداری خرد پشت “چه میدونم ” هست.
یه عشق واقعی پشت “مواظب خودت باش” هست.
و اندکی درد پشت “اشکالی نداره” هست…





نوع مطلب :
برچسب ها :
چهارشنبه 19 مهر 1391 :: نویسنده : zahra
jomle asheghaneh جمله های عاشقانه جدید مرداد 91

زندگی چون گل سرخ است
پر از عطر . . پر از خار . . . پر از برگ لطیف…
یادمان باشد اگر گل چیدیم
عطر و برگ و گل و خار همه همسایه دیوار به دیوار همند…





نوع مطلب :
برچسب ها :
دوشنبه 10 مهر 1391 :: نویسنده : zahra

نمیدانم از کجا شروع کنم، چگونه بگویم از لحظه لحظه های زندگی که اکنون سخت تر و سنگینتر از همیشه برایم میگذرد

نمیدانم کجایم ، نمیدانم روزم را چگونه به شب میرسانم، ولی شب قطره های اشک است که بازهم مهمان چشمانم میشود

سکوتم از همیشه سنگینتر است، آه هایم از همیشه سوزانده تر و زندگیم.... شاید از همیشه سردتر ... شاید...

رنگ خورشید را فراموش کرده ام. و اینک اسبهای سیاه وحشی در آسمان میتازند... آسمان هم همانند  دل من است، اینجا آسمان از همیشه تیره تر است.

و بازهم باران میبارد نمیدانم شاید این باران بتواند غباری را از روی زمین من بشوید، ولی نه... این باران دروغی بیش نیست... من باران را به آتش خواهم کشید...  بگذار شعله های باران زبانه بکشد، زیرا من میشنیدم که باران نام تورا فریاد میزد... نام تورا...من باران را به آتش خواهم کشید...

آری این سزای باران است... این سزای من است...






نوع مطلب :
برچسب ها :
جمعه 7 مهر 1391 :: نویسنده : zahra
آریا موبایل


ای پسر فاطمه، نور هدی
سبزترین باغ بهار خدا
با تو دل از غصه رها می شود
پاکتر از آینه ها می شود
ای گل گلزار خدا، یا رضا
آینه ی قبله نما یا رضا


میلاد عالم آل محمد، هشتمین حجت سرمد،نگین درخشان وطن، السلطان ابا الحسن، حضرت رضا(ع)مبارک باد






نوع مطلب :
برچسب ها :
پنجشنبه 30 شهریور 1391 :: نویسنده : zahra
میدونی دل عاشق در مقابل دل معشوق بی دل مثل چیه؟!
دل عاشق مثل لامپ مهتابی سوخته اس!!!!
دلتو میندازی زمین ، جلوی پای دلبرت، میبینتش، سفیدی و پاکیشو، میبینه چقدر ظریفه، میبینه که فقط واسه اونه که می تپه
فکر میکنین معشوق بی دل چیکار میکنه؟
میاد جلو، جلو و جلوتر،به دل عاشقش نگاه می کنه، یه قدم جلوتر میذاره
پاشو میذاره روش، فشارش میده و با نهایت خونسردی به صدای خرد شدن دل عاشقش گوش میده!
حالا میدونید فرق دل عاشق با اون لامپ مهتابی چیه؟!
دل عاشق میشکنه، خرد میشه، نابود میشه، ولی آسیبی به پای معشوق بی دل نمیرسونه، پاشو نمیبره و زخمی نمیکنه
بلکه به کف پاهای معشوقش بوسه می زنه!





نوع مطلب :
برچسب ها :
پنجشنبه 30 شهریور 1391 :: نویسنده : zahra
ستاره ی من!

نگاه کن: ببین که کسی دغدغه های بزرگ قلب شکسته ی کوچکمان را نمی داند. 

و باران همانگونه مغرور، که بود....روزهای آفتابیمان را خراب می کند

و باران همانگونه سرد که بود ، نگاه هارا سرد تر می کند و قدم ها را تند تر!

و اینجا کسی شکستنمان را زیر چرخه ی زندگی نمی بیند.

و انسانی حتی صدای فریاد ها و ضجه هایمان را نمی شنود.

ببین ستاره ی من! ببین که کسی صدای خرد شدن لاله ها را زیر پا جدی نمی گیرد.

ببین که این نا مردمان چه آسان ، به سادگی شکستن یک قلب دروغ می گویند،

خوب نگاه کن ستاره ی من!اینجا کسی راست نمی گوید و اینجا دروغ و غرور رسم آدم هاست!

اینجا تاوان عشق، تاوان مهروتاوان دوست داشتن، فاصله است.

هیچکس نمی داند آنچه را که تو در دل داری و نمی فهمد

و هیچکس نمی بیند آنچه را که تو می بینی.

ببین ستاره من، ببین که یک عاشق اینجا چگونه می سوزاند .خراب می کند آنچه را که ساخته و لحظه ای بعد بی تفاوت از کنار

 آنچه سوزانده می گذرد.حتی دریغ از یک افسوس؛ او یک عاشق است .

دروغ رسم عاشق های زمینی ست .

شکستن رسم عاشق های زمینی ست .

سوزاندن رسم عاشق های زمینی ست .

و همیشه کسی هست که دنیایت را خراب کند.

وهمیشه بارانی هست تا روزهای آفتابیت را خراب کند .

همیشه،همیشه باران می آید

اما کسی در باران نمی آید.و تو هرگز زیر باران به کسی نمی رسی.

می بینی ستاره؟اینجا حتی قصه ها هم دروغ می گویند .

اینجا هر نگاهی هر لبخندی هر وجودی مشق دروغ است. 

همیشه کسی هست که آنچه را ساختی با دست هایت خراب کند، همیشه کسی هست که بشکند آنچه را که در وجود توست 

همیشه کسی هست که دلبسته ی شکستن تو باشد و عاشق خرد شدنت.

می بینی ستاره؟

دنیا جای ماندن نیست .

همه ی زندگی دروغ است. و دروغ خود زندگیست.دنیا جای ماندن نیست.

و مرگ خوشترین سازی ست که غم هایم را در آن می نوازم





نوع مطلب :
برچسب ها :
دوشنبه 27 شهریور 1391 :: نویسنده : zahra
آخرین حرف تو چیست؟
قصه از حنجره ایست که گره خورده به بغض
صحبت از خاطره ایست که نشسته لب حوض
یک طرف خاطره ها!
یک طرف پنجره ها!
در همه آوازها!حرف آخر زیباست!
آخرین حرف تو چیست که به آن تکیه کنم؟
حرف من دیدن پرواز تو در فرداهاست....

من بیادت هستم
چه به هنگام دعا
چه به هنگام نشستن به لب پنجره خاطره ها...





نوع مطلب :
برچسب ها :


( کل صفحات : 6 )    1   2   3   4   5   6   
 
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو